تبلیغات
سه هزار تا - مطالب اسفند 1397

شعر در مورد آرزو

تاریخ:پنجشنبه 23 اسفند 1397-01:46 ق.ظ

شعر در مورد آرزو

شعر در مورد آرزو , شعر در مورد آرزوی خوشبختی , شعر در مورد آرزوی موفقیت , شعر در مورد آرزوی مرگ

با مجموعه شعر در مورد آرزوهای بزرگ ، اشعاری زیبا در مورد آرزو خوشبختی ، زیباترین شعر در مورد آرزو داشتن در سایت پارسی زی همراه باشید

اشعار آرزو

منم ای نگار و چشمی که در انتظار رویت

همه شب نخفت مسکین و بخفت مرغ و ماهی

و گر این شب درازم بکشد در آرزویت

نه عجب که زنده گردم به نسیم صبحگاهی.

شعر از “سعدی”

پس از ویرانه ی آه تو دودم سر بر آورده

 هزاران گردباد آرزو پیچانده آهم را

من آرزوی تو کردم که بیشتر باشی

برای این دل سردم تو بال و پر باشی

در شب گیسوان تو مست به خواب می روم مست به خواب این رهِ پر خم و تاب می روم

بوی تو می کشد مرا سوی تو می کشد مرا ای که تو سوی خویش و من سوی سراب می روم

هر شب از آرزوی تو در تب ماه روی تو در خم و تاب موی تو مست و خراب می روم

ای که نگاه می کنی بر من و آه می کشم ای که چو شمع از آتشی عشق تو آب می روم

ماه من آفتاب من باده ی من شراب من خانه ی روی آب من همچو حباب می روم

از آن زمان که آرزو ، چو نقشی از سراب شد

تمام جستجوی دل ، سوال بی جواب شد

دلخوش به جمع کردن یک مشت “آرزو”

این “شادی” حقیر همین است زندگی

ما گشته ایم،نیست،تو هم جستجو نکن

آن روزها گذشت،دگر آرزو مکن

گم شدم در گیر و دار آرزو های خودم

تا به تنهایی رسیدم باز با پای خودم

گره زدم نفسم را به آرزوی شما

ودست و پای دلم را به تار موی شما

شعر در مورد آرزو های بزرگ

هرگز آرزو نکرده ام یک ستاره در سراب آسمان شوم

یا چو روح برگزیدگان همنشین خامش فرشتگان شوم

هرگز از زمین جدا نبود ه ام با ستاره آشنا نبوده ام

روی خاک ایستاده ام با تنم که مثل ساقهء گیاه باد و آفتاب و آب را می مکد

که زندگی کند بارور ز میل بارور ز درد روی خاک ایستاده ام

تا ستاره ها ستایشم کنند تا نسیم ها نوازشم کنند

چه باشی یا نباشی من برایت آرزو کردم

چه دردی بیشتر از این که این ها را نمی دانی

عادت ندارم با خودم درگیر باشم

شلیک کن من را بکش یا آرزو کن!

هوا هوای شکفتن هوای باران است

چقدر در تن تو آرزو فراوان است

در حوالی آغوش تو که نه،

اما زندگی در میان قلب تو همیشه زیباست …

آنقدر زیباست که وقتی خودم را حتی در خیال و رویا

در میان قلب تو تصور می کنم نفس هایم تازه می شود

بغضهایم فراموش می شود

دلتنگی هایم رفع می شود

زندگی ام تازه بوی زندگی می گیرد

لحظه هایم غرق خوشبختی می شود

و این همان آرزوی قشنگی ست

که در میان هزاران آرزوی رنگارنگ تو را مانند خدا در میان قلبم

تا ابد بی حد و مرز می خواهم.

شعر از “امید آذر

شعر در مورد آرزو خوشبختی

آرزو  دارم   بگیرد   باز   ،    این    پیراهنم

بوی باران ، عطر ِ شالیزار ؛ هی یادش بخیر !

حرفِ آخر..یک دعا، یک آرزو، یک خواسته…!

دوست دارَم خوب باشی، خوب باشد حالِ تو…!

نقش عشق و آرزو از چهره‌ی دل شسته بود

عکس شیدایی در آن آیینه‌ی سیما نبود

همین که طالع بدخیم پیشانیم را فهمید

مرا غرق هزاران آرزو کرد و گذشت از من

عشق رفتار خوبی با یک دوست نیست

آن را برایت آرزو نمی کنم

نمی خواهم چشم هایت را گمشده ببینم

در روزی بارانی گمشده در جیب بی انتهای…

آنها که هیچ چیز را به یاد نمی آورند!

یک صاعقه باغ آرزو را خشکاند؟

تو در دل یک بهانه سرسبز بمان

دل بود روی دوشم تابوت آرزوها

در خاک می شد اما هیچ از کفن نمی گفت

مرا با برکه ام بگذار ، دریا ارمغان تو

بگو : جوی حقیری آرزوی رود با خود داشت

از ترس اینکه باز تو را آرزو کنم ،

خط می کشم به دلخوشی هر زیارتی

از ترس اینکه باز تو را آرزو کنم ،

خط می کشم به دلخوشی هر زیارتی

شعر در مورد آرزو داشتن

ندیده‌ ام رخ خوب تو، روزکی چند است بیا، که دیده به دیدارت آرزومند است

یکی گره بگشای از دو زلف و رخ بنمای که صدهزار چو من دلشده در آن بند است.

شعر از “عراقی”

سیمرغ وار بر قلل قاف آرزو

پنهان ز چشم مردم دنیا نشسته ام

همچون نسیمِ صبح

لرزان و بی قرار وزیدم به سوی تو

اما تو هیچ بودی و دیدم هنوز هم

در سینه هیچ نیست

بجز آرزوی تو…

همرنگ گونه های تو مهتابم آرزوست

چون باده ی لب تو می نابم آرزوست

ای پرده پرده ی چشم توام باغ های سبز

در زیر سایه ی مژه ات خوابم آرزوست

دور از نگاه گرم تو، بی تاب گشته ام

بر من نگاه کن، که شب و تابم آرزوست

تا گردن سپید تو گرداب رازهاست

سر گشتگی به سینه ی گردابم آرزوست

تا وارهم ز وحشت شب های انتظار

چون خنده ی تو، مهر جهانتابم آرزوست.

شعر از “فریدون مشیری”

ز تمام بودنی ها

“تو” همین از آن من باش

که به غیر با “تو” بودن

دلم آرزو ندارد!

همه هست آرزویم که ببینم از تو رویى

چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویى؟

شعر در مورد آرزو از شاعران بزرگ

زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست

راه هزار چاره گر از چار سو ببست

تا عاشقان به بوی نسیمش دهند جان

بگشود نافه‌ای و در آرزو ببست

شیدا از آن شدم که نگارم چو ماه نو

ابرو نمود و جلوه گری کرد و رو ببست

شعر از حافظ

آن پیک نامور که رسید از دیار دوست

آورد حرز جان ز خط مشکبار دوست

خوش می‌دهد نشان جلال و جمال یار

خوش می‌کند حکایت عز و وقار دوست

دل دادمش به مژده و خجلت همی‌برم

زین نقد قلب خویش که کردم نثار دوست

شکر خدا که از مدد بخت کارساز

بر حسب آرزوست همه کار و بار دوست

سیر سپهر و دور قمر را چه اختیار

در گردشند بر حسب اختیار دوست

گر باد فتنه هر دو جهان را به هم زند

ما و چراغ چشم و ره انتظار دوست

شعر از حافظ

گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد

بسوختیم در این آرزوی خام و نشد

به لابه گفت شبی میر مجلس تو شوم

شدم به رغبت خویشش کمین غلام و نشد

پیام داد که خواهم نشست با رندان

بشد به رندی و دردی کشیم نام و نشد

رواست در بر اگر می‌تپد کبوتر دل

که دید در ره خود تاب و پیچ دام و نشد

بدان هوس که به مستی ببوسم آن لب لعل

چه خون که در دلم افتاد همچو جام و نشد

به کوی عشق منه بی‌دلیل راه قدم

که من به خویش نمودم صد اهتمام و نشد

شعر از حافظ

دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود

تا دل شب سخن از سلسله موی تو بود

دل که از ناوک مژگان تو در خون می‌گشت

باز مشتاق کمانخانه ابروی تو بود

هم عفاالله صبا کز تو پیامی می‌داد

ور نه در کس نرسیدیم که از کوی تو بود

عالم از شور و شر عشق خبر هیچ نداشت

فتنه انگیز جهان غمزه جادوی تو بود

من سرگشته هم از اهل سلامت بودم

دام راهم شکن طره هندوی تو بود

بگشا بند قبا تا بگشاید دل من

که گشادی که مرا بود ز پهلوی تو بود

به وفای تو که بر تربت حافظ بگذر

کز جهان می‌شد و در آرزوی روی تو بود

شعر از حافظ

مطالب مرتبط

شعر در مورد استاد و معلم




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

شعر در مورد بهار شیراز برای کودکان و نوروز

تاریخ:سه شنبه 21 اسفند 1397-12:04 ب.ظ

شعر در مورد بهار شیراز برای کودکان و نوروز

شعر در مورد بهار

شعر در مورد بهار شیراز برای کودکان ، زیباترین اشعار در مورد بهار و نوروز و طبیعت و عشق ، گلچین شعر در مورد بهار دوبیتی کوتاه. در این مطلب از سایت پارسی زی بهترین اشعار در مورد بهار را برای شما تهیه دیده ایم.

بهار

شعر در مورد بهار

اندر دل من مها دل افروز تویی

یاران هستند و لیک دلسوز تویی

شادند جهانیان به نوروز و به عید

عید من و نوروز من امروز تویی

…………………………………………………….

بهار آمد ، بهار من نیام

گل آمد گُلعذار من نیامد

برآوردند سر از شاخ ، گل ‏ها

گلی بر شاخسار من نیامد

چراغ لاله روشن شد به صحرا

چراغ شام تار من نیامد

جهان در انتظار آمد به پایان

به پایان انتظار من نیامد

…………………………………………………….

برآمد باد صبح و بوی نوروز

به کام دوستان و بخت پیروز

مبارک بادت این سال و همه سال

همایون بادت این روز و همه روز

…………………………………………………….

مژده ای دل که دگرباره بهار آمده است

خوش خرامیده و با حسن و وقار آمده است

به تو ای باد صبا می دهمت پیغامی

این پیامی است که از دوست به یار آمده است

شاد باشید در این عید و در این سال جدید

آرزویی است که از دوست به یار آمده است

…………………………………………………….

باغ در ایام بهاران خوش است

موسم گل با رخ یاران خوشست

چون گل نوروز کند نافه باز

نرگس سرمست در آید به ناز

…………………………………………………….

رسید موکب نوروز و چشم فتنه غنود

درود باد بر این موکب خجسته، درود

به هرکه درنگری، شادیی پزد در دل

به هرچه برگذری، اندُهی کند بدرود

…………………………………………………….

برخیز که می‌رود زمستان
بگشای در سرای بستان
نارنج و بنفشه بر طبق نه
منقل بگذار در شبستان
وین پرده بگوی تا به یک بار
زحمت ببرد ز پیش ایوان
برخیز که باد صبح نوروز
در باغچه می‌کند گل افشان
خاموشی بلبلان مشتاق
در موسم گل ندارد امکان
آواز دهل نهان نماند
در زیر گلیم عشق پنهان
بوی گل بامداد نوروز
و آواز خوش هزاردستان
بس جامه فروختست و دستار
بس خانه که سوختست و دکان
ما را سر دوست بر کنارست
آنک سر دشمنان و سندان
چشمی که به دوست برکند دوست
بر هم ننهد ز تیرباران
سعدی چو به میوه می‌رسد دست
سهلست جفای بوستانبان

…………………………………………………….

گر نخسبی ز تواضع شبکی جان چه شود

ور نکوبی به درشتی در هجران چه شود

ور به یاری و کریمی شبکی روز آری

از برای دل پرآتش یاران چه شود

ور دو دیده به تماشای تو روشن گردد

کوری دیده ناشسته شیطان چه شود

ور بگیرد ز بهاران و ز نوروز رخت

همه عالم گل و اشکوفه و ریحان چه شود

آب حیوان که نهفته‌ست و در آن تاریکیست

پر شود شهر و کهستان و بیابان چه شود

ور بپوشند و بیابند یکی خلعت نو

این غلامان و ضعیفان ز تو سلطان چه شود

ور سواره تو برانی سوی میدان آیی

تا شود گوشه هر سینه چو میدان چه شود

دل ما هست پریشان تن تیره شده جمع

صاف اگر جمع شود تیره پریشان چه شود

به ترازو کم از آنیم که مه با ما نیست

بهر ما گر برود ماه به میزان چه شود

چون عزیر و خر او را به دمی جان بخشید

گر خر نفس شود لایق جولان چه شود

بر سر کوی غمت جان مرا صومعه ایست

گر نباشد قدمش بر که لبنان چه شود

هین خمش باش و بیندیش از آن جان غیور

جمع شو گر نبود حرف پریشان چه شود

شعر از مولانا




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تعبیر خواب سگ

تاریخ:جمعه 17 اسفند 1397-10:28 ب.ظ

تعبیر خواب سگ

 تعبیر خواب سگ سفید پشمالو, سیاه, قهوه ای و زرد ، تعبیر حمله کردن, گاز گرفتن و فرار کردن از سگ ، تعبیر خواب غذا دادن یه سگ مریض

سگ در خواب

تعبیر دیدن گربه و سگ سیاه در خواب , خواب سگ زرد خانگی بزرگ و کوچک ، تعبیر خواب توله سگ کوچک و مریض و مرده و حمله سگ و گاز گرفتن سگ در خواب جزو خوابهای نسبتا معمول در مورد سگ هستند. در این مطلب از سایت پارسی زی امیدواریم به تمام سوالات شما پاسخ دهیم.

تعبیر دیدن سگ در خواب

از نظر ابن سیرین سگ در خواب یک دشمن پست است که نر و ماده بودنش کاملا دلیل بر زن و مرد بودن آن دشمن دارد که جوانمردانه سعی می کند به شما آسیب بزند.سگی که در خواب می بینید اگر سیاه بود عرب است یعنی خودی است و اگر سفید بود عجم است و منظور از عجم دشمن غریبه است.

منوچهر مطیعی هم معتقد است که دیدن سگ آشنا خوب است و دوست شما می باشد ولی سگ غریبه دیدن خوب نیست و شما را دچار مشکل می کند.

امام جعفر صادق ع هم خواب سگ را بر ۴ چیز تعبیر می کند که دشمن و پادشاه طمعکار و مردم خبرچین و خاله زنک و عالمان بدکار می داند.

تعبیر خواب حمله سگ و سگ گازت بگیرد

محمد بن سیرین معتقد است که اگر سگ لباست را نجس کرد بدان که از دشمنی خسته شده ای و اگر لباست را پاره کرد ضرر به تو می رساند.اگر لباس شما را به دندان بگیرد از مکروهی که به شما می رسد بر حذر باشید.

اگر سگ را دیدید که به شما پارس می کند بدانید که حرف بد می شنوید یا غیبتتان را می کنند و تعبیر اینکه سگ گازت بگیرد و خون بیاید زیان رسیدن از دشمن به  شماست.

منوچهر مطیعی معتقد است که اگر سگ به شما حمله کرد خوب نیست سگ نر دشمن مرد و سگ ماده دشمن زن است.اگر سگ کوچک بود ، دشمن کوچک است و اگر سگ بزرگ بود ، دشمن قوی است.

تعبیر خواب فرار کردن از سگ و ترسیدن از سگ و سگ شکاری

ابن سیرین می گوید که اگر شما از سگ فرار کنید یعنی از دشمن دوری می کنید و اگر سگ از دست شما فرار کرد یعنی دشمن از شما فرار می کند.
ابن اشعث معنقد است که اگر سگ شکاری دیدید بدانید که دشمنی دارید که در ظاهر هم دشمنی اش را به شما نشان می دهد.اگر سگ برای شما شکار می کرد بدانید که دشمنی دارید که به شما سود می رساند و زدن و دور کردن سگ شکاری دوری کردن از دشمنی است که بتو سود می رسد.

تعبیر خواب انواع سگ های مختلف

تعبیر خواب سگ سیاه

سگ سیاه دشمن آشنا است و کسی است که شما را می شناسید.

تعبیر خواب سگ سفید

سگ سفید دشمنی است که غریبه است البته عده ای سگ را دوست می دانند به شرطی که فرمان شما را اطاعت کند.

تعبیر خواب سگ مرده چیست

سگ مرده در خواب تعبیرش بستگی به حال شما در خواب دارد و اگر خوشحال بودید مرگ دشمن است و اگر ناراحت بودید در خواب ، از دست دادن نزدیکان است.

تعبیر خواب توله سگ

تعبیر خواب توله سگ دشمنی است که در آینده دشمن تو می شود و به عقیده عده ای عقیده دارد توله سگ نشان جوانی و هیجانات است.

تعبیر خواب سگ مریض

سگ مریض در خواب دیدن نشان از دشمن ضعیف است.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




Admin Logo
themebox Logo